وحشی ۱۴۰۵
فیلم وحشی 1405 روایت زندگی زنی تنهاست که تلاش میکند برای پسرش مادر باشد. داستان از زاویه تجربههای شخصی و وضعیت روانی این زن پیش میرود و به تنهایی، رنجهای درونی و دشواریهای ایفای نقش مادری میپردازد.
فیلم وحشی 1405 روایت زندگی زنی تنهاست که تلاش میکند برای پسرش مادر باشد. داستان از زاویه تجربههای شخصی و وضعیت روانی این زن پیش میرود و به تنهایی، رنجهای درونی و دشواریهای ایفای نقش مادری میپردازد.
هفت مسافر پیش از طلوع آفتاب، شهداد را به مقصد کرمان ترک میکنند. در میانه راه متوجه میشوند یکی از مسافران جان خود را از دست داده است. اورژانس به دلیل نبود تأیید پزشک، آمبولانس نمیفرستد و پیدا کردن پزشک در آن ساعت و موقعیت جغرافیایی نیز آسان نیست.
در خلاصه رسمی سریال استخوانسوز آمده است: «وای به حالِ زندانی که زندانبانش ازش کینه داره…» این جمله، محور اصلی تنش در مجموعه را معرفی میکند: رابطهای میان زندانی و زندانبان که کینه شخصی میتواند آن را از چارچوب معمول قدرت و قانون خارج کند. داستان در فضای زندان و مناسبات میان شخصیتها شکل میگیرد و در کنار روابط انسانی، به موضوعات اجتماعی، قضایی و حقوقی نیز میپردازد.
مسعود با بازی مهران غفوریان، به همراه همسرش سمیرا با بازی مونا بیگی و خواهرش گلرخ با بازی مرجانه گلچین، در خانهای اجارهای زندگی میکند. مشکلات مالی مسعود که از ماجرای یک کلاهبرداری برایش باقی مانده، زندگی خانواده را با دشواری روبهرو کرده است.
فیلم برای یک زندگی معمولی 1401 داستان زنی را روایت میکند که با گم شدن همسرش و روبهرو شدن با مجموعهای از بحرانهای خانوادگی و اجتماعی، زندگیاش وارد مرحلهای تازه میشود. او که سالها به همسرش از نظر عاطفی و مالی تکیه داشته، ناچار است برای ادامه مسیر و رسیدن به استقلال، تصمیمهای دشواری بگیرد.
داستان سریال یل در روستایی در دهه ۱۳۵۰ شمسی اتفاق میافتد؛ جایی که چند دختر جوان یکی پس از دیگری به قتل میرسند و تکرار این جنایتها، ترس و نگرانی را میان اهالی گسترش میدهد. با ادامه قتلها، یک کارآگاه برای بررسی پرونده و پیدا کردن عامل این جنایتها وارد روستا میشود.
حرفهایهای گل یا پوچ ایران در هر سنی و در هر شهری که بودند اینجا مع شدند تا نتوانید پیدا کنید گل کجاست! بخش انتخابی گیم شو شاه گل 1405 شامل دو قسمت می باشد (قسمت اول بعد این دو قسمت منتشر خواهد شد) در این برنامه افرادی که دارای مهارت در بازی گل یا پوچ روبروری هم قرار میگیرند و بازی هیجانانگیزی را ارائه میدهند.
داستان فیلم درباره مردی به نام پرویز است که برای رسیدن به ثروتی هنگفت، تصمیم میگیرد هویت خود را پنهان کند و در قالب زنی به نام آنابل ظاهر شود. او تصور میکند با این نقشه میتواند به هدفش برسد، اما ماجرا مطابق انتظار پیش نمیرود و اتفاقات پیشبینینشدهای سر راهش قرار میگیرند.
داستان فیلم هایکپی درباره دو دوست قدیمی است که سالها پیش همراه با زنی، مالک یک زمین مشترک بودهاند. آن زن بعدها به آمریکا مهاجرت میکند و زندگی این سه نفر مسیرهای متفاوتی پیدا میکند؛ اما حدود چهل سال بعد، فرزند زن برای دریافت سهم مادرش از زمین به ایران بازمیگردد.
داستان سریال نیمرخ با کشف جسد دختری جوان آغاز میشود. پلیس در جریان بررسی علت مرگ او، به شباهتهایی میان این اتفاق و یک پرونده خودکشی که بهتازگی رخ داده است پی میبرد. همین ارتباط، مسیر تحقیقات را پیچیدهتر میکند و پرسشهای تازهای درباره واقعیت ماجرا به وجود میآورد.
در خلاصه داستان فیلم بامبولک چنین آمده است که نعنا دختر کوچک امیر و همسرش برای داشتن یک خواهر یا برادر کوچک هرکاری می کند. تنهایی نعنا موجب شده او دوستانی خیالی برای خود بسازد و همین موضوع فرشته مدیر مهد کودک را نگران کرده است. والدین نعنا از نظر مالی شرایط دوباره بچه دار شدن را ندارند. بامبولک از سرزمین آرزوها برای کمک و برآورده کردن خواسته نعنا امده است اما همزمان با او ، شیوطنک نیز آزاد می شود.
داستان فیلم بچه مردم با رها شدن نوزادی در مقابل درِ یک پرورشگاه آغاز میشود؛ کودکی که بعدها با نام ابوالفضل آقاجانی شناخته میشود و در کنار چند کودک دیگر، سالهای زندگی خود را در مرکز نگهداری میگذراند. آنها بدون تجربه زندگی معمول خانوادگی بزرگ میشوند و هرکدام با پرسشهایی درباره گذشته، هویت و آینده خود روبهرو هستند.
در خلاصه داستان سریال توطئه در ۳۶۵ روز چنین آمده است که در سریال توطئه در ۳۶۵ روز روزنامه نگاری به نام تام اورموند در سفر آخری که به ایرلند می رود، به ویروسی مبتلا می شود و نمی تواند صحبت کند. زمانی که او در بیمارستان است، سعی دارد که با تصاویری که می کشد موضوعی را به پسرش کل توضیح دهد و بعد هم می میرد. حالا این پسر به دنبال کشف این راز و موضوع است.
داستان «ملاقات با جادوگر» از جایی شروع میشود که سارا، با بازی هستی مهدویفر، برای پیدا کردن عطا مشرقی، کلاهبرداری که از خانوادهاش سوءاستفاده کرده، به ایران میآید. او در جریان این جستوجو با آرش، آقازادهای با بازی امیرمهدی ژوله، آشنا میشود؛ مردی که میخواهد از موقعیت خانوادگی خود برای رسیدن به هدفهای شخصیاش استفاده کند، اما آنطور که انتظار دارد از پس ماجراها برنمیآید.
در خلاصه داستان سریال ساختمان پزشکان چنین آمده است که نیما افشار روانشناس، همراهِ همسر دومش در منزل والدینش زندگی میکند. داستانهای مجموعه به زندگی پردردِسرِ نیما که شامل مشکلاتش با بیماران مختلف، گرفتاریهای مالی ناشی از پرداخت اجارهخانه، اقساط مختلف، مهریه همسر سابقش، تلاش دائمی برای حفظ آرامش و صلح میان والدین و برادر بیملاحظه، همسر وسواسی و در نهایت تحمّل منشی خنگش میشود، میپردازند.
داستان فیلم در تابستان سال ۱۳۳۲ میگذرد. عطا، پسربچهای هفتساله، را نزد یک رمال آینهبین میبرند تا با کمک مراسمی خاص، دزد طلاهای عمهاش شناسایی شود. عطا از پیش شنیده است که عمهاش به داوود، پسر خواهرش، مشکوک است. او که میخواهد هرچه زودتر از آن موقعیت دشوار خلاص شود، حرفهایی را که درباره داوود شنیده بازگو میکند؛ بیآنکه بداند گفتههایش ممکن است چه پیامدهایی داشته باشد.