شیر سنگی ۱۳۶۵
“علییار” ایلاتی رنجیده از فرمان اسکان عشایر در برایر دستگیری یکی از افراد ایلش به جرم قتل یک انگیلیسی در برابر عوامل حکومتی قرار میگیرد. حکومت که سریعاٌ در پی یافتن قاتل انگلیسی است از نامدارخان و ایلش که به نگهبانی لولههای نفت در همان حوالی ساکن شدهاند کمک میگیرد. برادر در برابر برادر میایستد.
هفت گذرگاه ۱۳۷۴
«امیر» پس از شهادت «حیدر»، مراد و استاد خود، متحول شده و راهی جبهه میشود. در آنجا با «آیت» فرماندهی گروه تکاوران آشنا میشود. او وقتی همراه گروه برای انجام یک مأموریت سرّی میرود، پی به روحیه و دیدگاه واقعی آنها میبرد و خود را برای تزکیهی روح آماده میکند. آنها پس از طی مراحل سخت و خطرناک به پایگاه سرّی موشکی عراق میرسند و این تازه آغاز عملیات است…
پیشمرگ ۱۴۰۳
در خلاصه داستان فیلم پیشمرگ چنین آمده است که داستان فیلم پیشمرگ برشی از زندگی شهید سعید قهاری سعید پس از دوران جنگ تحمیلی را روایت می کند. هرچند این بخش از زندگی شهید قهاری با پایان یافتن جنگ مرتبط است، اما مضمون اصلی اثر همچنان در چارچوب آثار دفاع مقدس قرار می گیرد.
گل ها و گلوله ها ۱۳۷۰
در خلاصه داستان فیلم گل ها و گلوله ها چنین آمده است که ساخت پلی بین دو روستایت ترکنشین و کردنشین، سبب الفت و اتحاد بیش از پیش دو طایفه ترک و کرد میشود. در پی تحکیم دوستی دو طایفه دختر و پسری نیز از دو طایفه به ازدواج هم در میآیند و از این پس روزگار مساعدی را با یاری هم میگذرانند. اما اشرار که سودشان در تفرقه این دو طایفه است، مشکلاتی ایجاد میکنند و اگر چه در وهله اول به نظر میرسد که اتحاد بین دو طایفه را زائل کردهاند، اما با تحریکات مشترکی که دو طایفه بر علیه اشرار انجام میدهند، سبب میگردند که آنها از منطقه بگریزند.
محرمانه تهران ۱۳۹۰
در خلاصه داستان فیلم محرمانه تهران چنین آمده است که این فیلم تم جاسوسی و اکشن دارد و ماجرای ورود یک جاسوس به کشور و اتفاقاتی است که حول این محور میافتد.
فرار مرگبار ۱۳۷۴
در خلاصه داستان فیلم فرار مرگبار چنین آمده است که رضا پس از عملیات شناسایی، اسیر دشمن میشود و تحت شکنجه قرار میگیرد. سپس او را به زندانی میفرستند که جمعی کرد ناراضی در آنجا نگهداری میشوند. در این زندان، زندانیان را تحت آزمایش میکروبی قرار میدهند. رسول که یک پزشک کرد و هم سلول رضا است، او را معالجه میکند. آن دو در شرایط خاصی موفق به فرار میشوند و از راه کویر به کردستان عراق میروند و در آنجا با شیخ عدنان که یکی از رهبران مبارز کرد است، قرار آزاد ساختن زندانیان را از این زندان مخوف میگذارند.
چشم شیطان ۱۳۷۲
پس از سوء قصد نافرجام به جان کمال خان، او با الماس «چشم شیطان» که به مالکش قدرت میدهد، ناپدید میشود. برادرش صمصام الدوله کارآگاهی به نام محمود خان را برای یافتن او مأمور میکند. محمود خان به اصفهان میرود و با سولماز و خالهٔ او و شوهر خاله اش رشید پاشا که برای یافتن چشم شیطان از عثمانی آمدهاند رو به رو میشود. آنها در هتل محل اقامتشان با یک سرگرد انگلیسی و خدمتکار هندی اش، یک کمیسر روس که مأمور نظمیه اصفهان است و عدهای دیگر مواجه میشوند که همگی در پی چشم شیطان هستند.
آژانس شیشه ای ۱۳۷۶
عباس، بسیجی شهرستانی که ترکش خمپاره ای را کنار شاهرگ گردنش از دوران حضورش در جبهه به یادگار دارد، به اصرار همسرش نرگس برای معاینه به تهران می آید و در خیابان با همرزم سابقش کاظم روبه رو می شود که با اتومبیلش مشغول مسافرکشی است و…
سرزمین خورشید ۱۳۷۵
با شروع جنگ، بیمارستانی در خرمشهر به محاصره دشمن درمیآید و از هوا و زمین مورد هجوم قرار میگیرد. محمد جهانآرا، فرمانده جوان سپاه خرمشهر، پیشنهاد میکند مجروحان و پزشکان از بیمارستان خارج شوند. در شهر، نیروهای عراقی که در حال تسخیر شهر هستند، مقابل آنها ظاهر میشوند و رزمندگان برای نجات دادن سرنشینان درگیر میشوند. سرنشینان آمبولانس که نجات یافتهاند، در اطراف شهر سرگردان میشوند. در میان آنها، راننده آمبولانس، دکتر کسری، یک ناخدا، یک زن که شوهرش رئیس گمرک خرمشهر بوده و کشته شده، مردی که به فکر تسلیم شدن و نجات پولهایش است و یک امدادگر به نام هانیه که دو نوزاد را با خود آورده، حضور دارند.
راه آبی ابریشم ۱۳۸۸
هزار سال پیش، در قرن چهارم هجری، دو ناخدای ایرانی به نامهای سلیمان (داریوش ارجمند) و ادریس (رضا کیانیان) تصمیم میگیرند برای اولین بار مالالتجاره با ارزشی را از بندر سیراف عبور داده و از میان اقیانوس هند به بندر خانفو در کشور چین برسانند. شاذان ابن یوسف (بهرام رادان)، مرد جوانی است که به تحصیل نجوم در دارالعلوم شیراز میپردازد و به دلیل برتری علمی از طرف استادش ترغیب میشود با سمت کتابت کشتی به این سفر برود. در میانه راه، چشم ادریس به کنیزی زیبا به نام ماهورا (پگاه آهنگرانی) میافتد و ماجراهایی رقم میخورد.
ملکه ۱۳۹۰
فیلم “ملکه” داستان دیده بانی به نام سیاوش است که به دنبال فرصتی است تا توانایی های خود را نشان دهد او برج پالایشگاه آبادان را برای دیده بانی انتخاب می کند که بر حیاتی ترین مختصات و جایگاه های دشمن احاطه دارد.











