تابستانی که برف آمد ۱۴۰۳ - به زودی
در خلاصه داستان فیلم تابستانی که برف آمد چنین آمده است که این فیلم داستان امیر، پدری جوان است که بین حفظ خانواده سه نفره خود و برآورده شدن آرزوی دختر نوجوانش بر سر دو راهی پیچیدهای قرار می گیرد.
در خلاصه داستان فیلم تابستانی که برف آمد چنین آمده است که این فیلم داستان امیر، پدری جوان است که بین حفظ خانواده سه نفره خود و برآورده شدن آرزوی دختر نوجوانش بر سر دو راهی پیچیدهای قرار می گیرد.
در خلاصه داستان فیلم مرده خور ۱۴۰۱ چنین آمده است که فیلم کوتاه مرده خور، داستان سه نسل از یک خانواده است که در مسیری برفی با هم همراه می شوند، پسر قصد انتقام و سو استفاده از وضعیت نیمه جان پدر را دارد، اما نوه اش مانع او می شود.
در خلاصه داستان فیلم عروس چنین آمده است که حمید پسری است که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده و شغل و درآمدی ندارد و عاشق دختری به نام مهین می شود که خانواده او از وضعیت مالی خوبی برخوردارند و اختلاف طبقاتی باعث می شود که پدر عروس با ازدواج آن ها مخالفت کند.
حمید برای رسیدن به دختر مورد علاقه اش وارد قاچاق دارو می شود و رضایت پدر عروس را به دست می آورد. حمید و مهین برای ماه عسل به شمال سفر می کند و در بین راه با زنی تصادف می کند و حمید از ترس مجازات علی رغم مخالفت مهین فرار می کند.
در خلاصه داستان فیلم غریزه چنین آمده است که این فیلم داستانی عاشقانه است که در دهه 40 شمسی روایت می شود. داستان درباره پسری به نام کامی است که عاشق سینماست. کامی دلبسته دختری به نام آتیه می شود، دختری که او را به سینما و جهان فیلم پیوند می دهد، اما این عشق خیلی سریع به بن بست می رسد.
شیرین و دو فرزندش در سالهای دفاع مقدس در یکی از محلههای اصفهان زندگی میکنند. منصور شوهر او که به جبهه رفته، قرار است یک روزه به اصفهان بیاید و برگردد. شیرین سعی دارد خانه را برای ورود او آماده کند.
در خلاصه داستان فیلم کوتاه تو فقط مادر من باش چنین آمده است که این فیلم درباره زندگی مادری است که سر دوراهی گیر کرده و نمی داند چه باید کرد و چه انتخابی را انجام دهد.
در خلاصه داستان فیلم لیپار چنین آمده است که داستان فیلم سینمایی لیپار درباره زندگی برکت نوجوانی عاشق سینما است که برای یافتن مادرش و عشق به بازیگری به هندوستان سفر خواهد کرد.
در خلاصه داستان فیلم کوتاه شورش در شهر چنین آمده است: «مستقیم؟ …»