Reckless 2026
یک زندانی سابق که با آزادی مشروط بیرون آمده، باید پلیس را دور بزند تا سهمش را از یک سرقت قدیمی به دست بیاورد.
یک زندانی سابق که با آزادی مشروط بیرون آمده، باید پلیس را دور بزند تا سهمش را از یک سرقت قدیمی به دست بیاورد.
یک معلم علوم در سفینه ای فضایی از خواب بیدار می شود و هیچ چیزی از خودش یا دلیل حضورش به خاطر ندارد. با بازگشت تدریجی حافظه اش، متوجه می شود باید راز ماده ای مرموز را حل کند که باعث مرگ تدریجی خورشید شده است. او با تکیه بر دانش و خلاقیتش تلاش می کند مأموریت را پیش ببرد، اما ممکن است تنها نباشد.
دو هم اتاقی خوابگاه دانشجویی پس از مصرف یک ماده مخدر خیالی دچار توهم های عجیب می شوند. آن ها برای به دست آوردن پیتزایی که تنها راه خنثی کردن اثرات آن است باید دو طبقه پله را بالا بروند؛ اما در این مسیر با قلدرها، دوستان سابق و سرپرست های سخت گیر خوابگاه روبه رو می شوند.
در شهری تماشایی در توسکانی، با بازگشت یکی از دوستان دوران کودکی الیزا، احساسات قدیمی دوباره زنده می شوند و زندگی او دستخوش تغییر می شود.
مت و جی برای گرفتن اجرای برنامه در ریوولی نقشه می کشند، اما همه چیز بدجور از کنترل خارج می شود و آن ها ناخواسته سر از سال ۲۰۰۸ درمی آورند.
دو دوست وارد دنیای خطرناک جرم و جنایت سازمان یافته می شوند و هرچه بیشتر در این مسیر فرو می روند، بیشتر وفاداری و توانایی شان برای زنده ماندن به چالش کشیده می شود.
آسلی برنامه دارد که روز ولنتاین را تنها نباشد اما تقدیر برای او برنامه های دیگری در سر دارد. او متوجه می شود که عشق می تواند درست در لحظه ای که انتظارش را ندارد، درب قلبش را بزند.
سه راهبه سالخورده که با خطر تعطیلی صومعه شان روبه رو هستند، به همراه پسرکی سوگوار، سفری جاده ای و پرآشوب را تا آن سوی نیوزیلند آغاز می کنند تا خانه شان را نجات دهند و در این مسیر، میانشان پیوندی غیرمنتظره شکل می گیرد.
ریچارد «ریچی» جریموویچ و مایکل «مایکی» برزاتو برای یک مأموریت کاری به گری، ایندیانا می روند. در روزی که کارمی و سیدنی برای شرکت در یک همایش مهمِ آشپزی از رستوران خارج شدهاند و ریچی نیز درگیر مشکلات شخصی خودش است، مسئولیت مدیریت بحرانهای پیشبینینشده سالن غذاخوری بر دوش گری (با بازی کوری هندریکس) میافتد.
داستان کمدی درباره یک بازیگر زن است که دل باخته دانشجوی مضطربی می شود که تحصیل در دانشکده حقوق را رها کرده و از بچه های او نگهداری می کند.
گریس زنی است که برای کنار آمدن با اضطرابش، همه چیز را مدام می شمارد و زندگی اش را با نظم و عددها پیش می برد. اما ورود مردی به زندگی او، آرام آرام این تعادل ظریف را بر هم می زند و دنیای منظم و قابل پیش بینی اش را دگرگون می کند.
زنی به عنوان خدمتکار در یک برج بلند در نیویورک مشغول به کار می شود، بی آن که بداند در گذشته افراد زیادی در آن ساختمان بی هیچ رد و نشانی ناپدید شده اند. او خیلی زود متوجه می شود که این مجتمع در هاله ای از راز و رمز فرو رفته است.