کلاه قرمزی و سروناز ۱۳۸۱
آخر سال تحصیلی است و کلاهقرمزی بعد از چند سال سرانجام کارنامه قبولیاش را دریافت میکند و به عنوان شاگرد ممتاز مدرسه معرفی میشود. بنا به قولی که داده شده، آقای مجری باید برایش یک دوچرخه بخرد اما او توانایی مالی ندارد. در همین زمان، عموی کلاهقرمزی (قرمزی بزرگ) او را به منزل مجللش دعوت میکند و یک دوچرخه با ارزش به او هدیه میدهد. اما دوچرخه به سرقت میرود و کلاهقرمزی قهر میکند و پیش عمویش میرود. او در آنجا وجود دختری به نام سروناز را کشف میکند که بنا به توطئه اژدر (مستخدم عمو) از پدرش دور نگه داشته شده است. کلاهقرمزی تصمیم میگیرد راز این ماجرا را فاش کند.











