رسم عاشق کشی ۱۳۸۱
پدر جلال هنگام قطع یکی از درختان جنگلی در شمال دستگیر میشود و به زندان میافتد. پس از این اتفاق، ارهای که میرزا آقا به پدر جلال داده بود ضبط میشود و اعضای خانواده در غیاب پدر مجبور میشوند هزینه اره را بپردازند. لطیف، سرباز اهری پاسگاه روستا، به ماجان (خواهر جلال) علاقه دارد. جلال با دیدن تلاش فراوان مادرش و رفتار نامناسب میرزا آقا با او، تصمیم میگیرد هر روز پیش از رفتن به مدرسه، اره را از روستا به جنگل حمل کند و به دست قاچاقچیان چوب برساند. لطیف که صبحگاه جلال را تعقیب میکند، متوجه مأموریت او میشود و در جنگل به محاصره قاچاقچیان درمیآید و توسط آنان مضروب و در نهایت به قتل میرسد.















































































































