عروس آتش ۱۳۷۸
احلام، دختری عرب خوزستانی است که از کودکی زادگاهش را ترک کرده و به اهواز آمده است. او اکنون سال آخر رشته پزشکی را در دانشگاه میگذراند. احلام که بر اساس قوانین عشیره موظف است به همسری پسرعمویش فرحان درآید، عاشق استادش پرویز است و این عشق دوطرفه است. احلام تصمیم میگیرد برای گفتوگو درباره این موضوع به زادگاهش بازگردد. فرحان که از سخنان احلام بهشدت آزرده شده، همچنان او را نامزد خود میداند و در صورت عدم تمکین، قتل او را بر اساس سنتی دیرینه در قبیلهاش وظیفه خود تلقی میکند. فشارهای عشیره در نهایت احلام را ناچار میکند به ازدواج تن دهد. در شب عروسی، خاله با کارد، فرحان را به قتل میرساند و احلام نیز در آتشی که خود در اتاق حجلهاش برافروخته است، میسوزد.















































































































