آژانس شیشه ای ۱۳۷۶
عباس، بسیجی شهرستانی که ترکش خمپاره ای را کنار شاهرگ گردنش از دوران حضورش در جبهه به یادگار دارد، به اصرار همسرش نرگس برای معاینه به تهران می آید و در خیابان با همرزم سابقش کاظم روبه رو می شود که با اتومبیلش مشغول مسافرکشی است و…
عباس، بسیجی شهرستانی که ترکش خمپاره ای را کنار شاهرگ گردنش از دوران حضورش در جبهه به یادگار دارد، به اصرار همسرش نرگس برای معاینه به تهران می آید و در خیابان با همرزم سابقش کاظم روبه رو می شود که با اتومبیلش مشغول مسافرکشی است و…
محبوبه، دختر تنها و جنگزده اهل جنوب که خانوادهاش را در جنگ از دست داده، پس از مدتی به خانه پدریاش بازمیگردد تا آنجا زندگی کند؛ اما آنجا را ویرانهای میبیند که با روبانهای قرمز تقسیمبندی شده و مردی به نام داوود (پرویز پرستویی) آنجا زندگی میکند و از پایان جنگ تا آن زمان به پاکسازی منطقه پرداخته و مینها را خنثی کرده است. محبوبه به صورت تصادفی تانکی را زیر آوار پیدا میکند و تصمیم میگیرد آن را بفروشد. او به مردی افغان و تنها به نام جمعه (رضا کیانیان) که نگهبان گورستان تانک است، پیشنهاد فروش تانک خود را میدهد. در این بین، جمعه و داوود به محبوبه علاقهمند میشوند.