یک بوس کوچولو ۱۳۸۳
این فیلم داستان زندگی نویسنده ای را به تصویر می کشد که پس از گذشت سال ها به ایران باز می گردد و در خانه دوستش اقامت می کند. آن ها به همراه یکدیگر سفری را به چند شهر آغاز می کنند.
این فیلم داستان زندگی نویسنده ای را به تصویر می کشد که پس از گذشت سال ها به ایران باز می گردد و در خانه دوستش اقامت می کند. آن ها به همراه یکدیگر سفری را به چند شهر آغاز می کنند.
در خلاصه داستان فیلم طبل بزرگ زیر پای چپ چنین آمده است که حافظ تنها بازمانده از گروهانی از ارتش ایران است که در خاکریز نیروهای ایران مانده است و به جمعآوری اجساد کشته شدگان ایرانی میپردازد. در این حین، یحیی فرمانده به همراه سربازش مهران، تنها بازماندگان گروهان ایرانی که در عملیات ایذایی شب گذشته شرکت داشتهاند، تازه از راه رسیدهاند و در خاکریز حافظ پناه گرفتهاند. مهران از پای چپ زخمی شده است. به دلیل شدت جراحات، فرمانده با کمک حافظ پای چپ مهران را هنگام بیهوشی او قطع میکنند. مشکل کمبود حاد آب، گروه را کلافه کرده است. سرانجام حافظ پرچم سفید علم میکند و به سمت تنها برکه آب میرود. از طرف خاکریز عراقی نیز یک نظامی با پرچم سفید به طرف برکه میرود. در انتهای فیلم، فرمانده ایرانی با انفجار نارنجکی به زندگی خود پایان میدهد.
در خلاصه داستان فیلم دیو و دلبر چنین آمده است که یک دختر کوچولوی پرورشگاهی و مربی سختگیرش دچار مشکلاتی می شوند که در بین این مشکلات اتفاقات خاصی می افتد و…
در خلاصه داستان فیلم سینمایی سیانور چنین آمده است: دهه 50 دهه تغییر مرام مجاهدین خلق از مسیر اصلی مبارزه و تبدیل شدن آن ها به یک گروه تروریستی است. مجاهدین برای تغییر رویکرد خود با مخالفینی روبهرو بودند که مهمترین آن ها مجید شریف واقفی است.
در خلاصه داستان فیلم روباه چنین آمده است که این فیلم مرتبط با مسائل امنیتی و جاسوسی در حوزه انرژی هسته ای است. برادرِ نتانیاهو برای انجام یک عملیات تروریستی جدید علیه دانشمندان هسته ای به ایران می آید. این مأمور حرفه ای در ایران برای رسیدن به اهداف خود از یک راننده ساده سوء استفاده می کند.
در خلاصه داستان فیلم مرگ ماهی چنین آمده است که داستان درباره مادری است که پس از مرگش، فرزندان او به خانه اش می آیند و از طریق پرستار مادر متوجه می شوند که وصیت کرده که سه روز پس از مرگش او را به خاک بسپارند. فرزندان بر سر عمل به وصیت دچار اختلافاتی می شوند و پس از دو روز متوجه می شوند مادرشان نصف اموال و زمین هایش را و همچنین خانه اش را به نام پرستار خود کرده است.