داستان در روستایی در مازندران اتفاق میافتد. رضوانه (سوسن تسلیمی) زن بیوهای است که چهار فرزند کوچک دارد. او بعد از مرگ شوهرش با کار در شالیزار زندگی خود و بچهها را میگذراند. در یکی از سالها بارانهای نابهنگام باعث نابودی محصول برنج میشود و خانواده در تنگنای شدید اقتصادی قرار میگیرد. در همین اوضاع، برادر رضوانه (حسین محجوب) تصمیم میگیرد برای جبران خسارت مالی، دختر نوجوان رضوانه به نام گلبوته را به عقد مردی مسن و ثروتمند (فیروز بهجت محمدی) درآورد. این ازدواج به نوعی معامله تلقی میشود: در ازای ازدواج دختر، خانواده از بحران مالی بیرون بیاید و یک مادیان (مادیان) به عنوان شیربها دریافت کند. گلبوته اما هیچ تمایلی به این وصلت ندارد. رضوانه که از یک سو تحت فشار معیشتی و خواستههای خانواده است و از سوی دیگر نگران آیندهٔ دخترش، در میان این بحران گرفتار شده است.